سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

45

تاريخ ايران ( فارسى )

بالا گذشت موفق گرديد . در حجاز فاطميون را مغلوب ساخت و بر حرمين ( مكه و مدينه ) دست يافت و ازاين‌رو بر ابهت و جلالش افزود . در سال 464 هجرى ( 1071 ) سپاه عظيم بيزانس را در قسمت غربى آسياى صغير شكست داد . جنگ منزقار نقطهء برگشت تاريخ بيزانت تلقى شده است . ديوژن رومانوس در اين جنگ اسير گرديد . مينويسند وقتى كه رومانوس را كه دليرانه جنگيده بود بحضور آلپ ارسلان آوردند پادشاه سلجوقى از وى پرسيد چه رفتارى گمان مىكند كه درباره‌اش به عمل خواهد آمد ؟ در جواب گفت كه غير از قتل يا گرداندن و نمايش دادن در تمامى مملكت انتظار ديگرى ندارد . چه هيچ احتمال داده نمىشد كه او مورد عفو و بخشش قرار گيرد . شاه دوباره پرسيد كه اگر او فاتح ميشد با حريفش چه معامله ميكرد ، گفت ميدادم تو را برهنه كنند و آنقدر با شلاق بزنند تا زير شلاق جان بسپارى . اينجا آلپ ارسلان بزرگوارى و بلند همتى فوق العاده‌اى نشان داده بعد از انعقاد يك قرار داد صلح و گرفتن خون بها رومانوس را آزاد كرد . ليكن او بدست توطئه‌چيان و دسيسه‌كاران دستگير شده و از دو چشم محرومش ساختند و بالاخره در محبس مرد . در اين جنگ بطوريكه مذكور است دسته‌اى از قشون مزدور فرانسه و نورمانها تحت فرماندهى « 1 » اورسل باليول حاضر بوده‌اند . فرمانده نامبرده ممكن است از خويشان يا اجداد سلاطين اسكات بوده باشد . آخرين لشكركشى اين سلجوق جنگجو برعليه خوارزميان و اتراك بود . هنگامى كه قشون خواست از رود جيحون بگذرد اسيرى را كه در يكى از قلاع خوارزم با شجاعت جنگيده بود وارد كردند و او امر كرد ويرا زنده گچ بگيرند . آن سرباز متهور بيباك به آلپ ارسلان براى اينكه ويرا محكوم بچنين قتل وحشت‌ناكى كرده بود بناى دشنام و فحاشى را گذاشت . پادشاه در غضب شده و اطرافيانش را يكسو كرده خود تيرى بسوى او انداخت ، ولى خطا درآمد و قبل از آنكه بتوانند آن اسير را بگيرند او زخمى مهلكانه پپادشاه بزرگ سلجوق وارد ساخت و بدين طريق آلپ ارسلان در اوج شهرت و مردى از

--> ( 1 ) - Ursel of Baliol